على محمدى خراسانى

422

شرح منطق مظفر (فارسى)

نبايد انجام بگيرد . البتّه پاره‌اى از امور سود و زيان شخصى دارد و پاره‌اى از امور سود و زيان اجتماعى دارد و به نحوى با سرنوشت مستمعين و مردم ارتباط دارد و تنها اين دسته از امور مورد بحث خطيب بوده و از اصناف خطابه محسوب مىشود و لا غير . چنين موردى كه فضيلت يا رذيلت ، مفيد يا مضرّ باشد از سه حال خارج نيست : 1 . هم‌اكنون در جامعه وجود دارد و خطيب مفيد يا مضرّ بودن آن را بيان مىكند كه « منافرة » ناميده مىشود . 2 . آن شىء هم‌اكنون در خارج موجود نيست ولى در گذشته موجود بوده و خطيب درصدد اثبات فضيلت يا رذيلت بودن آن است نام خطابهء كذايى « مشاجره » است . 3 . هم‌اكنون موجود نيست و در گذشته هم نبوده ولى در آينده موجود خواهد شد و خطيب مىكوشد حسن يا قبح ، مفيد يا مضرّ بودن آن را ثابت كند ، نام چنين خطابه‌اى « مشاوره » است كه مهمّترين صنف از اصناف خطابه است . پس با اين ملاحظه مىتوان گفت مفاوضات و مكالمات خطابى سه صنف هستند : الف . منافرات ؛ خطاباتى هستند كه به يك امر موجود بالفعل تعلق دارند ، اگر خطيب ثابت كرد كه اين شىء موجود در جامعه ، يك فضيلت است و براى جامعه سودمند است نامش « مدح » است ، ( خطيب آن امر موجود را ستود ) و اگر ثابت كرد كه اين شيىء ، ضد ارزش است و يا به حال جامعه ضرر دنيوى دارد نامش « ذمّ است . ( خطيب از اين امر موجود نكوهش كرد ) . ب . مشاجرات يا خصاميات ؛ خطاباتى هستند كه به يك امر موجود در گذشته تعلّق دارند و كار خطيب اين است كه مىكوشد تا ثابت كند ، فلان شيوه يا عمل كه در گذشته انجام گرفته داراى فايده بود و براى جامعه - ولو در آن مقطع زمانى خاص - مفيد بوده است . يا ثابت كند كه فلان كار عادلانه بوده مثلا فلان روش توزيع كالا از روى انصاف بوده و . . . درهرحال از آن امر گذشته به خوبى ياد كند و نافع بودن آن را اثبات كند . يا بكوشد كه ثابت كند ، فلان عمل كه در گذشته انجام شده يك ضدّ ارزش بود ، و به حال جامعه ضرر داشته و خطرناك بوده است . خطابه از جهت اوّل كه بيان فايده و منفعت باشد نامش « شكر » است . يعنى تقدير از آن عمل گذشته كه يا بالاصالة و از خودش صادر شده و يا از ديگرى سر زده و خطيب به